موزه ملی علوم و فناوری ایران به منظور به‌روزرسانی گالری‌ها تا اطلاع بعدی پذیرای بازدیدکنندگان محترم نخواهد بود.

بچه باران (گروه سنی ب و ج)

یَه روچی شَرّن که هَورا بَنشت کُرَغ، بَ هاخونی تَرّ و حُونکا راه ها بَرَوَغَرُن و اَ مَچُنی پُلا فَشُّن اَئاتکَه یَه چُکّی مَنا دِی

بیر گؤزل یاغیشلی گونده ایسلاق و سرین قوملوقدا یئریییردیم، و چیچکلنمیش خورما آغاجلارینین قوخوسوندان ذوق آلیردیم، بیر اوشاق منی گؤردو

یَک روزِ قشنگِ بارونی که در ریگزارِ تر و خنِک رَ مِرَفتو و از بوِ شکوفه عه درخت خرما کیف مِکَردو ، گوچَکِه منَه بدیدَک.

فی یوم من ایام المطر احلوه ، عندما کنت امشی علی الرمل البارد و المرطوب و استمتع من رائحه ازهار النخل، رآنی واحد من الاطفال….

یک روز زیبای بارانی که در ریگزارهای تر و خنک راه می‌رفتم و از بوی شکوفه‌های نخل خوشم می‌آمد، یک بچه مرا دید

یک روز زیبای بارانی که در ریگزارهای تر و خنک راه می‌رفتم و از بوی شکوفه‌های نخل خوشم می‌آمد، یک بچه مرا دید

زیه‌ێ ڕوژ ره ین وارانی ک ده ریگزاره‌یل ته‌ڕ و هۊنک ، داشتم ڕێ کردم و ده بوو شۆکوفه‌یل دار خۆرما له‌ذت بڕدم ، مناڵی دیه‌م.

ايته قشنگ روز بارانی كه ماسه زار خونك و خيس رو راه شووييم و از عطر نخل شكوفه هان كِيف كوديم، ايته زَی مَره بيده…

یه روز بورونی که مِن ريگزارَل خيس وخنك رو ايرتُم وُ وَ بو شموفيَل نخل لذت ايبُردم، يه بِچي مونَ ديد…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل(ایمیل شما محفوظ است) شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − پنج =