بچه‌ی باران

روایت زیستی

بچه‌ی باران یک کنه است به نام کنه‌‌ی قرمز مخملی. با وجود اینکه کنه‌ها بسیار کوچک‌اند اما این کنه در میان دنیای کنه‌ها، نسبتاً یک غول است. اندازه‌ی واقعی آن به اندازه‌ی یک کشمش است. رنگ قرمز روشن این کنه باعث می‌شود به راحتی قابل تشخیص باشد. موهای کوتاه آن ظاهری برّاق یا مخملی به آن می‌بخشد. کنه‌ی قرمز مخملی معمولاً در جنوب غربی و شرق ایالات متحده و مکزیک، هند، عربستان و خلیج فارس یافت می‌شود. این کنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها عنکبوت نیستند، فقط از دور با آنها فامیل‌اند.
کنه‌های قرمز مخملی معمولاً پس از باران‌های تابستانی به تعداد زیاد ظاهر می‌شوند. با این حال، بیشتر سال در زیرِ زمین به خواب زمستانی می‌روند. وقتی به شکل لارو (کرم) هستند، تخم سایر حشرات و سایر بندپایان کوچک را می‌خورند و وقتی بزرگ می‌شوند مورچه‌ها و موریانه‌ها را شکار می‌کنند. وقتی به سطح زمین می‌آیند بالا و کناره‌های نیمکت‌ها، امتداد پیاده‌رو یا مسیرهای سنگی می‌توان آن‌ها را دید.

روایت فرهنگی

جایی در جنوب سرزمینی که زندگی می‌کنیم، وقتی آسمانش پر از ابر‌های تیره می‌‌‌‌شود و درخشش برق با صدای رعد در هم می‌‌پیچد، باران شروع به باریدن می‌کند. بیابانِ خشک و تشنه قطره‌های درشت آب را در دل خود فرومی‌برد و نفسی تازه می‌کند. شاخه‌های نخل در باد و باران پیچ و تاب می‌‌خورند و به رقص در می‌آیند. درختان و بوته‌های کم‌رنگ و بی‌آب صحرایی رنگ و بوی تازه‌ای می‌گیرند.
در این وقت حشرات کوچکی بر روی زمین پیدایش می‌شود. رنگ زیبای آن‌ها آن قدر با رنگ بیابان فرق دارد که خیلی به چشم می‌آيد. وقتی از نزدیک نگاهشان می‌کنیم مثل گل‌های قرمز مخملی هستند که سر کوچک آن‌ها زیر تن همچون گل‌شان قایم شده‌است. این حشره را مردم منطقه «بچه‌ی باران» می‌نامند. پیران دانای قبیله می‌گویند: اگر کسی به آنها آسیبی برساند، آن قدر باران می‌بارد که همه جا سیل راه می‌افتد، یا آن قدر باران نمی‌بارد که همه جا خشکسالی می‌شود. بعد از بند آمدن باران، زنان ودختران جوان برای آوردن آب تازه و شیرین از آبگیر‌ها جَهله‌ها [نوعی کوزه] را برمی‌دارند و روانه‌ی صحرا می‌شوند. بچه‌ها هم خوشحال از این اتفاق برای پیدا کردن بچه‌ی باران با آن‌ها همراه می‌شوند و در بین راه آواز می‌خوانند:
می‌باره باران
می‌آید بهاران
پیدا می‌شود بچه‌ی باران
می‌رسد به گوش، صدای زنگوله‌ها
می‌آرمند روی زمین، گرد هم، میش و بزغاله‌ها.

بچه‌ی باران، قصه‌ای با گویش بشکردی (بشاکردی/ بشاگردی) شمالی، از گویش‌های جنوب ایران، لیلا ملاحی

منابع

کتاب سه قصه سه بازی، نویسنده لیلا ملاحی‌زاده، انتشارات سومیتا

شما نیز می‌توانید در این فعالیت مشارکت داشته باشید و روایت‌های فرهنگی محلی‌تان را به صورت عکس،‌ فایل صوتی، متنی یا فیلم ارسال کنید تا در کنار دیگر موارد قرار بگیرد.



روایت فرهنگی

حداکثر اندازه فایل: 4 MB.
حداکثر اندازه فایل: 4 MB.
حداکثر اندازه فایل: 4 MB.
انواع فایل های مجاز : doc, docx, حداکثر اندازه فایل: 4 MB.