موزه ملی علوم و فناوری ایران از 8 تا 17 مردادماه تعطیل است.


آبان 1401
همه‌ی ما به‌طور مستقیم یا غیر مستقیم از سیاست‌ها و تصمیم‌های مدیریتی در حوزه‌ی آب و تغییرات‌اقلیمی که منجر به خشکسالی می‌شود، متأثر می‌شویم. در طی سال‌هاي گذشته به طور مداوم کاهش ذخایر منابع آب زیرزمینی را از اخبار شنیده‌ایم. به نظر می‌رسد ما در دهه‌های اخیر در مدیریت آب زیرزمینی و مقابله با تغییرات اقلیمی، موفق عمل نکرده‌ایم. در هشتمین جشنواره‌ی علم برای همه با فراخوان نقاشی به سراغ گذشته رفته‌ایم. اینکه گذشتگان چه نگاهی به آب داشتند و چگونه باورهایشان به آنها کمک می‌کرد که درحل مسائل آب روحیه‌ی مشارکتی را حفظ کنند و خشکسالی‌های طولانی را به آخر برسانند. اما در فراخوان داستان‌نویسی علمی-تخیلی با توجه دادن به تاریخ جایگزین و تاریخ آینده در کنار راه‌حل‌های فناورانه سعی کرده‌ایم راه را برای نگاه انتقادی به گذشته و حال باز کنیم تا از دل آن ایده‌های جدیدی برای آینده بیرون بیاید.

در بخش بوم‌رنگ با فناوری‌های بومی تأمین و توزیع آب آشنا می‌شویم. فناوری‌های سازگار با محیط‌زیست که به خاطر معایبی کنار گذاشته شده‌اند و محاسن آنها نادیده گرفته‌ شده ‌است. بوم‌رنگ این فرصت را می‌دهد که در مورد امکان بازنگری در دانش بومی و سرزمینی و باز کردن راهی به سوی توسعه نظرات مختلف را بشنویم. در پادکست راشگو، به سه نمایش کوتاه در مورد مسائل روز محیط‌زیستی در ایران گوش می‌دهیم. اینکه چگونه اشتباهات کوچک می‌توانند تا ثریا راه ما را کج کنند.

ادبیات علمی-تخیلی در کنار نقش‌های گوناگون خود، می‌تواند تلنگری به نسل بشر بزند تا خود را برای مواجهه با آینده‌ای تلخ و احتمالاً دوری از آن آماده کند. برای این منظور، موزه‌ی ملی علوم و فناوری ایران در هشتمین جشنواره‌ی «علم برای همه»، از عموم علاقه‌مندان به علم و ادب برای شرکت در بخش داستان‌نویسی علمی-تخیلی دعوت می‌کند.

با توجه به انتظار برگزارکنندگان جشنواره، رویکرد این بخش بر پایه‌ی علم و فناوری است اما زیبایی‌های ادبی و تکنیک‌های داستانی نیز جایگاه و ارزش کلیدی خود را خواهد داشت.

موضوع‌ها

  • زیرشاخه‌ی ادبیِ «تاریخ جایگزین»، یکی از ژانرهای ادبیات گمانه‌زن است. در این ژانر، توجه به گذشته و پاسخ به «چه می‌شد اگرها» در کانون توجه نویسندگان قرار دارد. بدیهی است با تغییراتی کوچک در دل تاریخ، گفتمان قدرت در جهان امروز بی‌درنگ تغییر می‌کرد. به‌عنوان یک مثال بسیار مشهور، اگر آلمان نازی پیروز جنگ جهانی دوم می‌شد تاریخ جهان به‌طور کاملاً متفاوتی نوشته می‌شد.
  • مسائلی در تاریخ ایران نیز می‌تواند درگیر چالش‌های تاریخ جایگزین باشد. در دل تاریخ کشورمان از مهاجرت آریایی‌ها، حمله اسکندر مقدونی، فساد دستگاه ساسانیان، حمله بیگانگان گرفته تا کودتا علیه دکتر مصدق و هزاران «چه می‌شد اگرهای» دیگر می‌توان یافت که در رده‌ی تاریخ جایگزین قرار می‌گیرند.
  • در این بخش از نویسنده انتظار می‌رود داستانی را بنویسد که در آن وقوع ماجرا در گذشته بوده باشد. به عبارت دیگر، زمان و تاریخی که نویسنده انتخاب کرده است در گذشته به وقوع بپیوندد. هدف در این بخش این است که یک تغییر کوچک در زمینه‌ی تصمیم‌گیری در رابطه با آب (به هر طریقی به آب مرتبط باشد)، باعث تغییری بزرگ (هر نوع تغییری) در شکل امروزی زندگی در اقلیم ایران و مشکلات بحران آب شود.

برای مثال، پیرنگِ:

شخصیت اصلی داستان، دانش آموخته‌ی پلی تکنیک، در سال 1380 تحقیقاتی را ارائه کرده است که نشان می‌دهد سدسازی‌های کنترل‌نشده می‌تواند منجر به خشک شدن دریاچه ارومیه در پایان دهه 90 شود. طرح او توسط کمیته‌ی انتخاب برنامه‌های راهبردی دانشگاه رد می‌شود و او تصمیم به خروج از کشور می‌گیرد. سرانجام هنگامی‌که در حال سوار شدن هواپیماست، نظرش عوض می‌شود و مصمم می‌شود برای اجرای طرحش مبارزه کند، زیرا دریاچه ارومیه برای آیندگان است.

  • تاریخ آینده یک زمان فرضی در آینده است که گهگاه برای ساختن یک پس‌زمینه‌ی مشترک برای داستان‌های علمی-تخیلی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ما در این بخش قصد داریم از داستان‌نویسان بخواهیم در یک بستر مشترک، داستان خود را به رشته‌ی تحریر درآورند.
  • به این منظور، زمان وقوع داستان برای تمام نویسندگانی که قصد نگارش اثر در این بخش را دارند می‌بایست سال 1430 باشد (زمانی‌که به گفته‌ی برخی سازمان‌های تحقیقاتی، فلات ایران در وضع خشکسالی جدی قرار گرفته و غیرقابل سکونت شده است). حال در این شرایط قهرمان داستان یا… به طریقی این امکان را به‌دست می‌آورد که به گذشته (یعنی سال 1401) بازگردد و دست به کاری بزند که ساکنان ایران در سال 1430 را از آن وضع نجات دهد. توجه داشته باشید در این رده، داستان‌نویس حتماً باید داستان را بر اساس مقدمه‌ای تنظیم کند که مورد نظر ماست.

برای مثال پیرنگِ:

شخصیت قهرمان داستان سوار ماشین زمان می‌شود. به سال 1401 شمسی می‌آید و با احیای فناوری قنات‌سازی بومی کشورمان، ما را از خشکسالی قریب الوقوع سال‌های آتی نجات می‌دهد.

  • در این بخش، داستان‌نویسان می‌توانند آثاری را به رشته‌ی تحریر درآورند که در آن با تکیه بر تخیل بی‌کران خود، دستگاه یا ماشینی را اختراع کنند که طبق یک قالب علمی، به نوعی به موضوع بحران آب، کم‌آبی، جایگزینی آب و… کمک کند.

برای مثال، پیرنگِ:

ابرقهرمان داستان دانشمندی در حوزه کاوش و معدن است. او با استفاده از دستگاهی که اختراع کرده است می‌تواند آب شیرین را از اقیانوس‌های زیرسطح زمین کاوش کند و به این صورت، مسئله‌ی کم آبی را برای همیشه حل کند.

شرایط ارسال داستان‌ها

  • تألیف و ارسال آثار برای همه گروه‌های سنی ۷ سال به بالا آزاد است.
  • داستان ارسالی نباید قبلاً چاپ و یا در سایر مسابقات ارائه شده باشد.
  • حجم آثار ارسالی حداکثر ۲۰۰۰ کلمه باشد.
  • فرمت قابل قبول برای ارسال آثار به‌صورت word است. (قلم B Nazanin، و اندازه‌ی ۱۲)
  • مشخصات نویسنده اثر (شامل نام و نام خانوادگی، سن، سطح تحصیلات، شماره تلفن همراه و ثابت) در صفحه اول داستان درج شود.

مهلت ارسال آثار: تا ۱۵ مهرماه ۱۴۰۱
تاریخ اعلام آثار برگزیده: آبان ۱۴۰۱

بعد از ارسال داستان

  • ضمن تقدیر و تشکر از همه‌ی شرکت‌کنندگان، آثار در وبگاه موزه قرار می‌گیرد.
  • آثار برگزیده به صورت الکترونیک چاپ می‌شود.

نحوه ارسال آثار
ارسال از طریق وبگاه
تماس:
واتساپ: ۰۹۰۳۲۷۴۸۲۵۸

موضوع کلی: نقاشی از داستان فرشته‌ی باران و دیو خشکسالی

فرهنگ و زندگی انسان‌های گذشته در قالب داستان‌های اسطوره‌ای به زمان ما آمده‌ است. اسطوره با ادبیات و هنر مردمِ هر سرزمین پیوندی تنگاتنگ دارد و بازتابی از شرایط زیستی و سرزمینی آن‌هاست. به گفته‌ی اسطوره‌شناسان، اسطوره‌ها قصه‌های نقل شده نیستند بلکه واقعیت‌هایی هستند که زیسته و تجربه شده‌اند. اگر در سرزمینی بسیار سردسیر اسطوره‌های مربوط به شکار و به‌دست آوردن غذا شکل می‌گیرد، در سرزمینی خشک، اسطوره‌‌های مربوط به آب به‌وجود می‌آید. سرزمین ایران جغرافیای متنوعی دارد، بخش بزرگی از آن بیابان است و بخشی کوه‌های پربرف و بلند دارد و جنگل‌‌های سرسبز؛ در نتیجه‌‌ي این تنوع جغرافیایی، فرهنگ‌های مختلفی در ایران پدید آمده است که هر یک اسطوره‌های گوناگونی آفریده‌اند.
زندگی در سرزمین ما هزاران سال با کم‌آبی همراه بوده است و از این‌رو آب اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برای مردمان داشته و عنصر مهمی در اسطوره‌ها بوده است. اسطوره‌های مربوط به آب، باران و چشمه‌ها از شناخته‌شده‌ترین اسطوره‌های ایرانی‌اند. یکی از قدیمی‌ترین داستان‌های اسطوره‌ای ما مربوط به مبارزه‌ی تیشتَر (فرشته‌ی باران) با اَپوش (دیو خشکسالی) است که از دوره‌ی باستان تا کنون به شکل‌های مختلف بازگو شده و نشانه‌ی اهمیت آب و دیوصفتی خشکسالی است. در این داستانِ اسطوره‌ای هم (مانند بسیاری از داستان‌‌های دیگر)، در صورت پیروزی آب بر خشکسالی و در صورت حفظ و نگه‌داشت آب، حیات ممکن می‌شود.
متن زیر برگرفته از داستان اسطوره‌ای فرشته باران و دیو خشکی است که احسان یارشاطر آن را در کتاب داستان‌های ایران باستان روایت کرده است. شما هم یکی از کسانی باشید که این داستان بسیار قدیمی را می‌خواند و آن را تصور می‌کند.
خیالتان از این قصه را نقاشی کنید و آن را برای ما بفرستید.

فرشته باران و دیو خشکی

ستاره‌ی تیشتَر، فرشته‌ی باران بود. آفرینش جهان که به پایان رسید، تیشتر مسئول آبیاری آن شد تا از ابر باران ببارد و زمین را سیراب کند و گیاهان را خرمی بخشد و گل‌ها را بِشکفد و رودها را پرآب سازد و چشمه‌ها را روان کند و سرزمین‌ها را سرسبز و آباد نماید. اهریمنِ بدنهاد که دشمن نیکی و خوشی و آبادی بود، چون خوبی جهان را دید، حسادت کرد و خشمگین شد و به ستیزه برخاست و اَپوش، دیو خشکی را بر آن داشت تا باد گرم بِوزاند و زمین‌ها را خشک کند و گل و گیاه را پژمرده سازد و رود و چشمه را بخشکاند.

آنگاه ستاره‌ی تیشتَر ، فرشته باران، برآمد و به یاری جهان برخاست. او نخست خود را به شکل جوانی 15 ساله با قامت بلند و اندام توانا و چشمان درشت و چهره‌ی تابان درآورد و ده شبانه‌روز در آسمان پرواز کرد و از ابرها باران بارید. سپس با چهره‌ی گاو نری زرین‌شاخ و نیرومند، ده شبانه‌ روز در آسمان پرواز کرد و از ابرها باران بارید. سوم بار، تیشتر اسب سفید زیبایی شد با گوش‌های زرین و افسار زرنشان و ده شبانه روز دیگر در آسمان پرواز کرد و از ابرها باران بارید.

دانه‌های باران هریک به‌درشتی یک پیاله بود. آب به قامت یک مرد، بالا آمد و سراسر زمین را فرا گرفت. جانوران زیان‌بخش و زهرآگین همه جان دادند و در زمین فرو رفتند. آنگاه نسیم وزیدن گرفت و آب‌ها را به دورترین جای زمین راند. از این آب‌ها دریای فَراخکَرت پدید آمد اما لاشه‌ی جانوران زیان‌بخش و زهرآگین بر زمین ماند و از زهر آن‌ها خاک‌ آلوده شد. برای آنکه زمین سراسر پاک و شسته شود، بار دیگر تیشتَر ، فرشته‌ی باران به شکل اسبی سفید و زیبا با گوش‌های زرین، سُم‌های بلند و افسار زرنشان در کنار دریای فَراخکَرت فرود آمد. دیو خشکی نیز آماده‌ جنگ شد و به شکل اسبی سیاه و دُم‌کُل ( دم کوتاه) و بی‌یال و بریده گوش در کنار دریای فراخکرت فرود آمد. دو اسب درهم آویختند و سه شبانه‌روز زورآزمایی کردند اما سرانجام فرشته‌ی باران شکست خورد و دیوِ اپوش او را هزار گام از دریای فراخکرت دور انداخت و خشکی و تشنگی بر جهان غالب شد.

تیشتر، فرشته‌ی باران، هراسان شد و خروش برآورد و نالید که: وای بر من، وای بر آب‌ها و گیاهانِ زمین، وای بر مردمان. چرا مردمان از من یاد نمی‌کنند و مرا نمی‌ستایند تا از ستایش آن‌ها نیرو بگیرم و با دیو خشکی نبرد کنم. ای آفریننده‌ی جهان! مرا یاری کن و نیرو بخش تا سراسر جهان را سیراب کنم.

خواسته‌ی تیشتر برآورده شد و او نیروی ده اسب و ده شتر و ده گاو و ده رود را به‌دست آورد. تیشتر با چنین نیرویی در کنار دریای فراخکرت فرود آمد. اَپوش دیو خشکی به‌صورت اسبی سیاه و کُند‌سُم و دُم‌کُل و بی‌یال و بریده‌گوش به کارزار آمد.

نزدیک نیمروز، تیشتر بر دیو خشکی چیره شد و او را شکست داد و هزار گام از دریای فراخکرت دور راند. پس از آن تیشتر بانگ شادی و کامیابی برآورد که: خوشا بر من، خوشا بر شما ای گیاهان و آب‌های روی زمین، خوشا بر شما ای سرزمین‌های آریایی! اکنون جوی‌ها پر‌آب خواهد شد و به‌سوی کشتزارها و چمن‌ها روان خواهد گشت.

آنگاه تیشتر دوباره به‌صورت اسب سفیدِ زیبای زرین‌گوشی به دریای فراخکرت فرود آمد. دریا را به جوش آورد و از دل آب‌ها موج برانگیخت و خروش و تلاطم برپا کرد. از کوهی که در میان دریای فراخکرت است، مه برخاست و ابر به جنبش آمد و باد از جنوب وزیدن گرفت و ابر و مه را پیش راند و باران و تگرگ را به‌سوی کشتزارها و منزلگاهانِ هفت کشور برد.

دیو خشکی دیوی دیگر به‌نام سِپنچکَر را به یاری گرفت و باز به نبرد تیشتر شتافت. تیشتر گرز بر سر آن‌ها کوبید. از ضربت گرز، آتش وازِشت (برق) شراره کشید و از این ضربت خروشی بلند از نهاد سپینچکر برخاست و هلاک شد. رعدی که پس از برق می‌شنویم از این خروش است. سپس تیشتر ده شبانه‌روز باران فرود آورد و زهری که از لاشه‌ی جانوران بر خاک مانده بود با آب آمیخته شد و به دریا رفت و شوری آب از اینجاست.

پس از سه روز، بادی عظیم برخاست و آب‌ها را به انتهای زمین برد و از این آب‌ها سه دریای بزرگ و 23 دریای کوچک و دو چشمه‌ی بزرگ و دو رود پر آب پدید آمد.

شرایط ارسال نقاشی

  • تکنیک اثر (مداد رنگی، رنگ روغن، اکریلیک، گواش، آبرنگ، ترکیب مواد و…) آزاد است.
  • ابعاد اثر حداقل A4 باشد.
  • شرکت‌کنندگان می‌توانند حداقل یک و حداکثر چهار نقاشی ارسال کنند.
  • انتخاب صحنه یا صحنه‌هایی از قصه که نقاشی می‌شود با شرکت‌کننده است.
  • شرکت در این فراخوان، برای همه‌ گروه‌های سنی آزاد است.
  • پس از مرحله داوری، اصل آثار برگزیده باید به دبیرخانه جشنواره ارسال شود.
  • آثار خود را می‌توانید به دو صورت اسکن یا عکس ارسال کنید.
  • عکس‌ها افقی و در نور کافی (ترجیحاً در روز) و بدون سایه گرفته شود.
  • حداکثر حجم هر عکس ارسالی سه مگابایت و با فرمت JPEG/JPG باشد.

مهلت ارسال آثار: تا 15 مهرماه 1401

بعد از ارسال نقاشی

  • ضمن تقدیر و تشکر از همه‌ی شرکت‌کنندگان، آثار با نام صاحب اثر در وبگاه موزه‌ی ملی علوم و فناوری منتشر می‌شود.‌
  • در موشن ویدیویی که از این قصه به هشت زبان و گویش ایرانی ساخته می‌شود، از آثار برگزیده استفاده خواهد شد.

نحوه ارسال آثار

از طریق وبگاه
تماس:
واتساپ: ۰۹۰۳۲۷۴۸۲۵۸

دبیر جشنواره: صونا آقابابایی

دبیر علمی: سیما قاسمی

مسئول فراخوان نقاشی: نعیمه رجب زاده

مسئول فراخوان داستان: لیلا خسروی

تهیه‌کننده نمایش رادیویی: کاوه فرجاد منش

تهیه‌کنندگان چند رسانه‌ای دانش بومی: ژیلا ستاری و لیلا خسروی

مشاورین علمی فراخوان نقاشی: علی رفیع و لیلا کفاش زاده

مشاور علمی فراخوان داستان: نوید فرخی

مشاور علمی چند رسانه‌ای دانش بومی: مرتضی سالمی

مشاور نمایش رادیویی: احمد هاشمی

مسئول وبگاه جشنواره: مهسا شکری

مشاور وبگاه جشنواره: مژده اخوان

گرافیست: یاسر رضایی